X
تبلیغات
رایتل
جوک

تو تابستون ترکه رفته بوده زیر پتو یه نفر بهش میگه آقا شما ترکی میگه اااااااااااا از زیر پتو هم معلومه؟؟؟؟hee hee

ترکه صبح از خواب بلند میشه میبینه هوا خیلی خوبه . زنگ میزنه هواشناسی تشکر می کنه

ترکه شب بلال زیاد می خوره تا صبح اذان میگه

به ترکه می گن : پیامبر کی به رسالت رسید ؟
می گه : نمی دونم من سیدخندان پیاده شدم !!!
oh go on

ترکه میخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گیرش نمیاد کمپوت می‌بره!!!

ترکه زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟!
یارو میگه: نه. ترکه میگه: پس من میخونم یادداشت کنین!!!
monkey

ترکه داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است...
‌ترکه میگه:‌ باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی قسم میخوری

زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردنه.

هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم.
sigh

من برای سالها می نویسم سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود همیشه یکی بود و یکی نبود.

سه تا ترک میرن دزدی- صابخونه بیدار میشه و دزدا میرن هر کدوم تو یه گونی قایم میشن!صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه..صدای نون خشک در میاره! به دومی لگد میزنه .. صدای گردو در میاره! به گونی سوم لگد میزنه ... هیچ صدایی در نمیاد..دویاره محکمتر لگد میزنه... باز صدا نمیده!؟ دفعه سوم که لگد میزنه ترکه با عصبانیت میاد بیرون میگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره میفهمی
rolling on the floor

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم . نازنین من همچون نفس کشیدن تو را بخاطر می سپارم. یک روزه دیکه هم بدون تو گذشت

ساقیا پیمانه ایرا لبریز کن هر چه دا ری در دهان سرریز کن ساقیامی ده که مدهوشم کند بی خبر از حال و بیهوشم کند ساقیا درد من را درمان نما جرعه ای می در دل ودر جان نما ساقیا محتاج درمان توام در سرای دل نگهبان توام ساقیا درمان دردم دست توست این دل بشکسته ام درشصت توست

ای که از درد دلم با خبری / قرص دل درد مرا کی می خری؟
cowboy

یه مرد احمق به یه زن میگه ساکت باش اما یک مرد دانا به یه زن میگه نمی دونی وقتی لبهات بسته اند چقدر خوشکل میشی

مهم نیست گودال آبی باشی یا دریایی بیکران زلاباشی آسمان در توست

هرگز نخواستم که تو را با کسی قسمت بکنم یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم هرگز نخواستم که به داشتنت تو عادت بکنم بگم فقط ماله منی به تو جسارت بکنم انقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنی اما تو خلوت خودم تنها ماله منی ترسم اینکه رو تنت جای نگاهم بمونه یا روی شیشه چشات غبار نگاهم بمونه تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه میشکنی شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی حتی با اینکه هیچ کس مثل من عاشق تو نیست پیش تو آیینه چشام حقیر لایق تو نیست

میدونم میتونی قلبمو آتیش بزنی اما نزن...میدونم میتونی بری و منو تنهام بزاری اما نزار...میدونم میتونی بریو باکس دیگه‌ای دوست شی اما نشو...میدونم میتونی جواب منو ندی اما بده...میدونم میتونی نابودم کنی اما نکن...میدونم میتونی واسم افف نزاری ولی بزار ای مهربون من دوست دار

هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست، همه دریا از آن ما کن ای دوست، دلم دریا شد و دادم به دستت، مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
rose

عشق یعنی: گم شدن در کوی دوست.../هر چه در دل ارزوست.../یک تبسم یک نگاه..../تکیه گاه وجان پناه/ یک تیمم یک نماز

فریدریش نیچه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم

در دفتر یادبود دوستان بر روی درختان کهنسال بر روی شنهای ساحلی نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر یاد بود دستان پاره شد، باد درختان کهنسال را شکست ، امواج شنهای ساحل را شست و برد اما ! هیچ چیز نتوانست یاد تو را از صحنه ی قلبم پاک کند ....

در دفتر یادبود دوستان بر روی درختان کهنسال بر روی شنهای ساحلی نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر یاد بود دستان پاره شد، باد درختان کهنسال را شکست ، امواج شنهای ساحل را شست و برد اما ! هیچ چیز نتوانست یاد تو را از صحنه ی قلبم پاک کند ....
praying