X
تبلیغات
رایتل
رمضان

طرح تعویض خانم های فرسوده: قدسی بیار هستی ببر!big grinbig grin

فردا یه جوونه آبرومندی بهت زنگ می زنه حدودا 24-25 سالشه .ازت بنزین می خواد.کارت سوختتو بهش بده.یادت باشه فقط تو باید بهش بدی
batting eyelashesbig hug

سوال : اگر خانم دکتر بردیا حامله باشد ، پدر بچه کیست ؟
1.دکتر پژوهان w0w<<<<
2.دکتر جودت
3.دکتر نائینی
4.الیــــــاس
5.قدیانی
6.موسوی
7.پیـــــــر بابا
8.یک عامل نوفوذی از شبکه 2 : حاج یونس فوتوحی
loser

 

 

لبی ده تا شوم داغ از حرارت ...حرارت را کنم بهر شهامت

پیغام گیره تلفنی یه بچه لات : حاجیتون رفته ددر ، بعد از سوت بلبلی فرمایشتون رو بکنین ، جیک ثانیه جرینگی تیلیف میزنم ، جمال تو عشق در بست ، زززززززززززززززززززززززت زیاد

خوردن شیرینی خیلی راحته٬ خوندن داستان شیرین هم راحته٬ اما پیدا کردن دوست شیرین خیلی سخته! تو چطوری منو پیدا کردی؟

روزی عشقت رو دزدیدم و برای اینکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قایم کردم اما نمی دونستم که یه روز برای اینکه اون رو پس بگیری قلبم رو می شکنی

مردم این زمونه مثل گل انارند از دور جلوه دارند از نزدیک بو ندارند

معلم گفت الف: گفتم او معلم گفت ب: گفتم با او معلم گفت پ: گفتم پیش او معلم گفت ج: خواستم بگویـم جدایی گفت: دیـگر بس است

هیچ وقت پلهای پشت سرت رو خراب نکن اگه تونستی یکی از این پلها رونگهدار یه روزی به دردت می خوره

روزی ز لپ یار گرفتم بوسی گفتا هم بی ادب و هم لوسی گفتم گناهم چه بود من که فقط گرفتم بوسی گفتا لبو ول کردی و لپ میبوسی
kiss

گفتم به گل زرد چرا رنگ منی افسرده و دلتنگ چرا مثل منی من عاشق اویم که رنگم شده زرد تو عاشق کیستی که هم رنگ منی

آن که مست آمد ودستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت

برای صرف جویی در مصرف سوخت از خانمهای عزیز خواهشمندیم با اولین بوق سوار شوند
big grin

ترکه داشته میمرده به پسرش میگه به مردم بگو ایدز داشتم! پسره میگه چرا؟ ترکه میگه : هم بیماری با کلاسیه " هم بعد از من کسی ننتو نمیگیره

دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاپ کرد ، سنگ غرق شور نه آنکه تو مطلاطم شوی!!!

شب ها چراغ دلت رو روشن بزار تا فرشته ها راه پاکی رو گم نکند شبهای بی فرشته سنگین میگذره مثل شبهای بی تو

یه روز یه ترکه سرطان بیضه می گیره می ره دکتر دکتر بیضه هاشو بر می داره و به جاش یه بیضه چوبی و یه بیضه آهنی می ذاره. بعد از چند سال خدا به ترکه دو تا پسر می ده یه روز دکتر ترکه رو تو خیابون می بینه وبهش می گه بچه هات چطورن ترکه می گه پینوکیو خوبه ولی ترمیناتوره خیلی اذیت می کنه.

به قزوینیه مگن وصیتت چیه؟ میگه؟بعد از مرگم بسوزونیدم خاکسترمو پودر بچه کنید
cowboycowboycowboy